منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

خدای من نه دور کعبه است؛ نه در کلیسا؛ نه در معبد؛ خدای من همین جاست... کنار تمام دلواپسی هایم ؛ بغض هایم ؛ خنده هایم ؛ خدای من؛ نمی ترساند مرا از آتـش امـــــــــــــــــــا می ترساند مـرا از شکستن دلــــی... اشک آوردن به چشمی ... نــا حـق کردن حقی .. خدای من می بیند مرا " هر جا که باشم می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم ، خدای من حواسش در همه احوال به من هست
" خدای من مــرا از هیچ نمی ترساند ؛
جز " بی فـــکر سخن گفتن " و
" رنجاندن دلـــــی " خـــدای من...؛

"خدای تمــــــام مهربــــــانی هاست"...!


دکتر شریعتی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

,,






 بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا می زد همه بیرون بیایید

جا ماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت

هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرا برد

با سر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟





عکس








-------------------




" یتیمی درد بی درمان... " نخوانید 

" یتیمی خواری دوران... " نخوانید

" الهی طفل بی بابا نباشد "

کنار دختری گریان نخوانید

دوباره گریه اش میگیرد امشب

بیایید از غم هجران نخوانید

تقاضا میکنم سربسته باشد

ز نامردی نامردان نخوانید

" رقیه_جان " فقط مخصوص باباست

دگر او را به این عنوان نخوانید

زمین خورد از بلندی را بگویید

ولی از تاول سوزان نخوانید

خبر داریم پهلویش شکسته

مقاتل را برایمان نخوانید...

 

..



برچسب ها :
محرم ,  ماه محرم ,  شعر در وصف حضرت رقیه ,  یتیمی درد بی درمان ,  غم هجران ,  محرم 97 , 

موضوع :
مـــــاه مــــــحــرم , 


..






روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!

نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!


این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،

پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!


باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،

به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه!


شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،

دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!


جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات،

تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!


...


هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،

ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!




..



برچسب ها :
روی دستش ,  پسرش رفت ,  ولی قولش نه! ,  محرم 97 ,  محرم , 

موضوع :
مـــــاه مــــــحــرم , 



ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

ما در تب داغ و غم تو میسوزیم

یک روز دگر محرمت می آید.


عکس



برچسب ها :
ارباب صدای قدمت می آید ,  ارباب ,  صدای قدمت ,  اوج ماتمت ,  محرم ,  محرم 97 , 

موضوع :
مـــــاه مــــــحــرم , 




کم کم سیاهی علمت دیده می شود ، 

آثار خیمه های غمت دیده می شود ، 

افتاده سینه ام به تپشهای انتظار ، 

از روی تل دل حرمت دیده میشود..!



عکس



برچسب ها :
سیاهی علمت ,  دیده می شود ,  خیمه های غمت ,  تپشهای انتظار ,  محرم ,  محرم 97 , 

موضوع :
مـــــاه مــــــحــرم , 




زمانه ی عجیبی است!

برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، 

نه امام حاضر را! 


میدانی چرا؟! 


امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند، 

اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند. 

وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...




یاحسین



برچسب ها :
عاشورا ,  محرم ,  امام گذشته ,  ماه محرم ,  وبلاگ عارفانه های ناب ,  عارفانه های ناب , 

موضوع :
مـــــاه مــــــحــرم ,