فردی چند گردو به رهگذری داد و گفت : 

بشکن و بخور و برای من دعا کن !

رهگذر گردوها را شکست ولی دعا نکرد .

آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان ، 

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم !

رهگذر گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، 

خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»






برچسب ها :
عارفانه های ناب ,  وبلاگ عارفانه های ناب ,  صدای شکستن گردوها ,  یاد خدا ,  متن زیبا یادخدا ,  مطالب اموزنده یاد خدا , 

موضوع :
داســـــتانــــک ,