عارفانه های ناب - چگونه عاشق خدایی ؟

چگونه عاشق خدایی ؟




یکروز مجنون

 از روی سجاده شخصی گذشت


شخص نمازش را شکست و گفت :

مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم 

چرا این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد وگفت:

عاشق بنده ای بودم و تو را ندیدم

چگونه تو عاشق خدایی و مرا دیدى ؟؟






طبقه بندی: داســـــتانــــک،  مــــتن زیبــــا یـــاد خــــدا، 
برچسب ها: عارفانه های ناب، وبلاگ عارفانه های ناب، متن زیبا یاد خدا، داستانک، خدا،  

تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1396 | 11:22 ب.ظ | نویسنده : بنـده ای از جنـس باران | نظرات


  • paper | رپرتاژ آگهی | وب صونا پــــرواز
  • بک لینک با کیفیت | فروش رپورتاژ آگهی ارزان