تبلیغات
عارفانه های ناب - صدای شکستن گردوها


فردی چند گردو به رهگذری داد و گفت : 

بشکن و بخور و برای من دعا کن !

رهگذر گردوها را شکست ولی دعا نکرد .

آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان ، 

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم !

رهگذر گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، 

خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»






طبقه بندی: داستانک، 
برچسب ها: عارفانه های ناب، وبلاگ عارفانه های ناب، صدای شکستن گردوها، یاد خدا، متن زیبا یادخدا، مطالب اموزنده یاد خدا،  

تاریخ : جمعه 6 مرداد 1396 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : توحیـد | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.