عارفانه های ناب - دست های گرم خدا

دست های گرم خدا


یک روزی،
یک جایی،
شاید به جایی برسی که 
دستت از همه جا
کوتاه باشد...
همان لحظه،
همان جا،
همه چیز را دو دستی بسپار
به دست های گرم خدا....
از خدا بخواه همه چیز را همان طور که
به صلاحت هست کنار هم بچیند،
نه آن طور که خودت دوست داری...
همان لحظه،
خدا همه چیز را درست از جایی که 
انتظارش را نداری کنار هم میچیند....
    طوری که جز لبخند،
کاری از دستت بر نمی آید:)
خدای مهربانم!
همیشه،
همه جا،
به موقع سرانگشت هایم را میگیری...
دستت را زیرچانه ام میگذاری 
و می بوسی ام...
امروز مرا بوسیدی:)
رد لب هایت روی لپ های گل انداخته ام
هرلحظه حالم را بهتر میکند...






طبقه بندی: عارفانه ها، 

تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1396 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : بنـده ای از جنـس باران | نظرات


  • paper | رپرتاژ آگهی | وب صونا پــــرواز
  • بک لینک با کیفیت | فروش رپورتاژ آگهی ارزان